هدفگذاری در زندگی

آخر هر سال که می شود برگه‌ای سفید بر می‌داریم شروع می‌کنیم به نوشتن اهداف سال جدید
من تا آخر سال دیگر باید این خانه یا این ماشین را بخرم
یا درآمدم را به این مبلغ برسانم
این مقام ورزشی یا آن رتبه کنکور را بدست بیاورم
یا از نظر شخصیتی این عادت‌ را در خود ایجاد کنم و چند عادت بد را ترک کنم
و…
با کلی امید و اشتیاق این برگ را جایی که جلوی دید باشد می‌چسبانیم وهر روز به این اهداف نگاه می‌کنیم

روزها و ماه‌ها می گذرد و بعد از چند ماه می بینیم که به هیچ کدام از اهداف‌مان نرسیدیم و دیدن این برگه احساس بدی را در ما ایجاد می‌کند
و برگه را از جلوی دید برمی‌داریم و گوشه‌ای از کتابخانه یا کشوی میز می‌گذاریم و آخر سال که می شود وقتی آن برگه را نگاه می‌کنیم می‌بینیم فقط به ۱۰ یا ۲۰ درصد از خواسته‌ها و اهداف‌مان رسیده‌ایم و با عصبانیت آن برگه را پاره می‌کنیم و دوباره همان اهداف را برای سال جدید می‌نویسیم
و با امید دوباره به اهداف‌مان فکر می‌کنیم
و همین چرخه نرسیدن به اهداف ادامه خواهد داشت
چقدر این داستان برای‌مان آشنا بود
واقعاً دلیل اصلی نرسیدن به اهداف چیست؟
و راز هدفگذاری در زندگی چه چیزی است؟
چرا هرسال به بیشتر از ۱۰ تا ۲۰ درصد از اهدافمان نمی‌رسیم؟
در این مقاله می‌خواهم از هدفگذاری در زندگی و راه‌های رسیدن به اهداف بگویم
طبق آماری که وجود دارد فقط ۳ درصد از مردم دنیا اهداف نوشته شده دارند و ۹۷ درصد هیچ هدفگذاری مکتوبی ندارند و ننوشتن خودش دلیل هم بر نرسیدن است

و از این سه درصد فقط یک درصد برنامه ریزی و تعهد دارند تا به اهداف‌شان برسند و همین یک درصدی‌ها هستند که موفق‌ترین آدم‌های دنیا هستند
البته نمی‌خواستم ناامیدتان کنم
شاید با خودتان بگویید ما جزء آن یک درصدی‌ها نمی‌توانیم باشیم اما من می‌گویم چرا که نه! اگر هدفگذاری داشته باشید و یک برنامه‌ریزی درست و بعدش خودتان را متعهد کنید که کارهایی لازم برای رسیدن به اهدافتان را به درستی انجام بدهید شما هم می‌توانید جزء این آمار کوچک باشید

اولین اصل هدفگذاری در زندگی

اولین نکته‌ای که در مورد هدفگذاری این است که:
خیلی‌ها نوشتن اهداف را با نوشتن آرزوها اشتباه می‌گیرند یعنی آنقدر رویایی می نویسند که وقتی به شرایط الان فرد و به جایی که یک سال آینده می خواهد برسد نگاه می‌کنیم ناامید می‌شویم و می‌گوییم تو تا ۱۰ سال دیگر هم به این خواسته‌ها نمیتوانی برسی چه برسد تا آخر سال!
پس اولین نکته در هدفگذاری در زندگی این است که باید توجه داشته باشید که هدف گذاری واقعی باشد و فاصله زیادی با جایی که هستید نداشته باشد (البته منظورم برای اهداف کوتاه مدت است)
این را دقت دداشته باشید که اهداف بلند مدت سه سال آینده زندگی شماست و اهداف کوتاه مدت، اهداف امسال‌تان است

به نوعی اهداف بلند مدت مسیر را برای اهداف کوتاه مدت روشن و واضح می‌کند
یعنی شما ابتدا باید بدانید سال دیگر کجا هستید و طبق آن از امروز قدم‌هایی را برای رسیدن به آن جایگاه بردارید
با مثال این قسمت را توضیح می دهم
به طور مثال شما هدف گذاری می کنید تا سه سال آینده یک فروشگاه بزرگ در بازار داشته باشید
خوب به نظرتان نباید تا آخر سال حداقل یک مغازه کوچک در همان صنف داشته باشید و برای رسیدن به همان مغازه کوچک تا ۶ ماه آینده قدم‌هایی را برای شروع همان کسب و کار بردارید؟

و این سوال را از خودتان بپرسید که اگر بخواهید تا ۶ ماه آینده مغازه کوچکی را در بازار راه‌اندازی کنید باید امروز چه کاری انجام بدهید؟

شاید اولین قدم برای امروز تحقیقات در بازار باشد و یا در هفته آینده انتخاب مکان مناسبی برای شروع کسب و کارتان
و به همین صورت کارهایی که باید انجام شود را دسته بندی و برای انجام آنها برنامه ریزی کنید
یعنی هدف بلند مدت را با توجه به زمان، تقسیم بندی کنید و وظایف امروزتان مشخص می‌شود که باید چه کارهایی را در کوتاه مدت انجام بدهید
این می شود داشتن یک برنامه ریزی برای رسیدن به اهداف

دومین اصل هدفگذاری در زندگی

این سوال که چرا باید به این هدف برسم را از خود بپرسید
پرسیدن همین سوال نیرویی در شما به وجود می آورد برای حرکت به سمت اهداف و خواسته‌تان

به نوعی داشتن دلیل و چرائی سوخت حرکت شما به سمت اهداف‌تان است
جلوی هر کدام از اهدافی که نوشته‌اید بنویسید چرا باید به این هدف برسم؟
هر چقدر دلایل محکم‌تری برای رسیدن به اهداف داشته باشید تنبلی، دلسردی و ناامیدی کمتری خواهید داشت

خیلی ها را دیده‌ام که اهدافی را برای خودشان مشخص می‌کنند اما بعد از برخورد با اولین چالش و یا ناخواسته دچار ناامیدی می‌شوند و خیلی زود اهداف را رها می‌کند
پس دلایل محکمی برای رسیدن به اهداف خود تعیین کنید

جیم ران مربی موفقیت، سخنرانی جالبی دارد او در مورد داشتن دلیل برای رسیدن به اهداف اینطور می‌گوید:

وقتی که یک جوان بی پول بودم یکی از مهمترین دلایل رسیدن به موفقیت مالی این بود که یک روز با ماشین آخرین مدلم بروم روی چمن‌های خانه آن افرادی که من را به خاطر بی پولی مسخره می‌کردند بایستم و بگویم دیدید من هم تونستم پولدار بشم
و خودش می گوید درست است که این دلیل شاید از نظر اخلاقی زیاد درست نبود اما یک دلیل بزرگ برای رسیدن به اهدافم مهم بود

سومین اصل هدفگذاری در زندگی

از لحظه‌ای که شما هدف‌گذاری کرده‌اید تا زمانی که به آن برسید کاملا به خودتان بستگی دارد تا این زمان را تا چقدر کوتاه و کوتاه تر کنید

برای رسیدن به اهداف باید این سوال بزرگ را از خودتان بپرسید
<<من باید به چه کسی تبدیل بشوم>>

نوشتن و داشتن انگیزه و برنامه ریزی کافی نیست این بخش از هدف گذاری مهمترین بخش است شما باید به چه شخصیتی تبدیل شوید که آن اهداف را در زندگیتان وارد کنید

خواستن و آرزو کردن مهم نیست دنیا برحسب تلاش و لیاقت‌های شما به شما جواب می‌دهد یعنی اگر می‌خواهید به هر هدفی برسید ابتدا باید شخصیت رسیدن به آن هدف را بسازید
به طور مثال
من می خواهم رتبه یک کنکور تجربی را تا سال آینده به دست بیاورم ابتدا باید این سوال را از خودم بپرسم یک فردی که رتبه یک کنکور تجربی را می‌خواهد چه شخصیتی باید داشته باشد؟

مطمئناً با همین رفتارها و عادت‌هایی که دارم آن هدف را به دست نمی‌آورم
باید یک سبک زندگی، رفتارها و عادت های جدیدی را ایجاد کنم
به طور مثال شاید عادت ۱۲ ساعت در روز مطالعه لازم باشد شاید عادت خواب کافی یا تغذیه سالم یا ورزش روزانه در رسیدن به اهداف باید ایجاد بشود تا من را به هدفم برساند

این نکته را باور کنید که اهداف باید ساخته شوند نه اینکه منتظر ورود شما باشیم
باید خودتان آن اهداف را در زندگی بسازید
بدانید هر هدفی که دارید چه شخصیتی نیاز دارد و برای رسیدن به آن هدف چه کارهایی یا رفتارهایی باید به طور مستمر تکرار شود تا عادت‌ها را شکل دهد و آن خواسته وارد زندگی تان بشود

آخرین اصل هدفگذاری در زندگی

مهم‌ترین اصل هدفگذاری در زندگی اقدام کردن است

تا اینجا هر چیزی که گفتیم فقط نوشتن روی کاغذ بود اصل آخر اقدام‌ کردن است
یعنی هر برنامه ریزی که دارید باید قدم به قدم آنها را اجرا کنید مشکلی که خیلی ها به اهدافشان نمی‌رسند همین جا است که تعهد کافی برای انجام کارهای درست در زمان درست را ندارند شما باید کارهایی که نوشتید را در زمان مشخص خود انجام بدهید

چه دلتان بخواهد چه دلتان نخواهد

یعنی در این قسمت شما نباید متکی به انگیزه باشید انجام همین کارهاست که نتایج را در زندگی ما وارد می کند

دوستان در این مقاله چهار اصل اساسی در رسیدن به اهداف را گفتم شما با رعایت همین اصول می‌توانید اهداف خود را به دست بیاورید
خود من هم همیشه از همین اصول برای رسیدن به اهدافم استفاده می کنم و می دانم وارد شدن خواسته‌ها و اهداف در زندگی از راه‌های کاملاً منطقی صورت می گیرد
لطفاً فراموش نکنید در دنیای مادی و فیزیکی که ما زندگی می کنیم همه چیز بر اساس قانون عمل و عکس‌العمل صورت می گیرد و برای به دست آوردن چیزی باید ابتدا برنامه ریزی آن را در ذهن خود انجام دهید سپس به آن برنامه‌ریزی عمل کنید تا آن خواسته وارد زندگیتان شود این قانون دنیای ما است
لطفاً نظرات خودتان را در زیر همین پست کامنت کنید و یکی از اهداف امسال خودتان را بنویسید که در حال تلاش کردن برای آن هستید.

با آرزوی تکامل و موفقیت
محمود قیومی

دیدگاهتان را بنویسید