چرا به اهدافمان نمی‌رسیم؟

چرا با توجه به اینکه ما اهدافی مکتوب و مشخص داریم باز هم نمی‌توانیم به خیلی از اهدافمان در زمان مشخص خود برسیم؟

یکی از اولین قدم ها در هدف گذاری نوشتن اهداف مشخص و واضح است، برای اهداف کوتاه مدت خود که با توجه به اهداف بلند مدت تعیین شده‌اند باید زمانی مشخص کنیم.
اما سوال اینجا است که با توجه به اینکه ما اهدافی  مشخص داریم چرا باز هم نمی توانیم به این اهداف برسیم؟

۹۶ درصد از افرادی که برای خود اهدافی مشخص می کنند در پایان زمان مشخص شده نمی توانند به اهداف خود برسند و فقط ۴ درصد هستند که می توانند به اهداف خود دست یابد.

شاید بزرگترین دلیل این است که آن ۹۶ درصد آن قدر متعهد نشده اند  تا کارهای مشخصی را در زمانی مشخص انجام بدهند به نوعی متعهد بودن به انجام یک سری فعالیت های مشخص است که، شما را به اهدافتان می رساند.

بسیاری از مردم وقت هدف گذاری با انگیزه و با شور و اشتیاق هدف‌های را برای خود می نویسند و روزانه به آن فکر می‌کنند و دوست دارند که به آن اهداف  برسند اما نکته مهم اینجا است که آنها فقط دوست دارند که به آن اهداف برسند نه آن که خود را متعهد کرده باشند که برای رسیدن به آن اهداف کارهای مشخصی را انجام بدهند.

پس این جا هست که متوجه می شویم اگر ما فقط دوست داشته باشیم که به اهدافمان برسیم این دوست داشتن کافی نیست بلکه باید متعهد باشیم  به اهدافمان،‌ یعنی آن قدر آن اهداف برای‌مان ضروری و حیاتی باشد که تمام زندگیمان همسو و هم‌جهت در مسیر آنها باشد.
داشتن دلایل و به نوعی چرایی برای رسیدن به اهداف می تواند در شما تعهد زیادی به وجود آورد. دلایل و چرایی‌های شما برای رسیدن به اهدافتان به نوعی سوخت حرکت شما در مسیر موفقیت است.

از امروز این سوال را بارها از خودتان بپرسید که چرا می خواهید به اهدافتان برسید؟  چون همین سوال ها است که آن انگیزه را در شما برای دادن یک تعهد درمسیر رسیدن به اهداف تان به وجود می آورد.  پس هر چقدر دلایل و چرایی‌های مشخصی داشته باشید آن وقت است که با انگیزه و اشتیاق بیشتری به سمت اهدافتان حرکت خواهید کرد و به نوعی خود را متعهد می کنید  تا زمانی که به اهدافتان نرسیده اید دست از تلاش کردن بر ندارید.
یه امید اینکه همیشه در مسیر اهدافتان باشید.

دیدگاهتان را بنویسید